امروز : سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷

پیام سایت »»
  • اللهم صل علی محمد و آل محمد

  • به وب سایت MARAGHEHEI.IR خوش آمدید

  • سال " حمایت از کالای ایرانی" گرامی باد

معارفه
  • تولد

در دهم تیر ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی در محله پهرآباد شهرستان مراغه از توابع استان آذربایجان شرقی متولد شدم اما تاریخ تولد اینجانب در شاسنامه ۱۵ مرداد است، اوان زندگی خود را تا سن ۶ سالگی در پهرآباد گذرانده و پس از آن همراه خانواده به خیابان ارتش محله معروف دیزل آباد رفتم.

  • آغاز تحصیلات ابتدایی

دروس ابتدائی را در مدرسه باغچی خیام تا سوم ابتدائی گذرانده و پس از آن چهارم ابتدائی را در مدرسه آینده سازان محله جانبازان و پنجم ابتدائی را در مدرسه شهید درخشی محله سبزچیها به اتمام رساندم.

  • آغاز تحصیلات راهنمایی

دروس راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید دکتر شمشیری مراغه تا دوم راهنمایی گذرانده و پس از آن به همراه خانواده به ارومیه عزیمت کردیم و سوم راهنمایی را در مدرسه راهنمایی نیک فرجام ارومیه به اتمام رساندم ، در سال سوم راهنمایی در آزمون مدارس نمونه دولتی شرکت و از شهرستان خوی از توابع استان آذربایجان غربی قبول شدم ، اما به مادرم راضی به تحصیل در شهر خوی نشد به این سبب در ارومیه ماندم.

  • آغاز تحصیلات دبیرستان تا دیپلم

پس از اتمام تحصیلات راهنمایی در مدرسه نیک فرجام ، در دبیرستان شهید منتظری ارومیه ثبت نام کرده و به ادامه تحصیل پرداختم ، در این سال با توجه به اینکه در درس فیزیک و ریاضی نتوانستم به حد رسمی برسم ، دبیران نیز تمایل داشتند که برای قوی تر شدن پایه تحصیلیم مجدداً درس اول دبیرستان را بخوانم و معتقد بودند ۶۰% دانش آموزان این پایه از تحصیلی را مجددا می خوانند.

پس از دو سال تحصیل در دبیرستان شهید منتظری تصمیم گرفتم تا رشته نقشه کشی ساختمان را بخوانم ، لذا در هنرستان کاردانش خوارزمی ثبت نام و تا دریافت دیپلم در آنجا به ادامه تحصیل پرداختم.

  • ورود به حرفه خبرنگاری

در سال دومی که مشغول به تحصیل در سال اول دبیرستان بودم به پیشنهاد یکی از دوستان به خبرگزاری دانش آموزی پانا پیوستم ، همواره تا دریافت دیپلم در این حرفه مشغول به فعالیت بودم ، در این دوره از زندگیم نشریات مختلفی را برای کانون های دانش آموزی کار کردم.

  • طومار حمایت از حق مسلم هسته ای

با ابتکار عمل اینجانب طوماری به اندازه ده متر در روز ۱۳ آبان برای حمایت از فناوری هسته ای کشور عزیزمان تا ۲۲ بهمن ماه توسط دانش آموزان مدارس مختلف ارومیه و در نماز جمعه دهه فجر به امضای اقشار مختلف مردم رسیده و تقدیم حوزه بسیج دانش آموزی ۱۳ شهید میلانی شد.

  • برگزاری کلاس خبرنگاری

یکی از جنجالی ترین کارهایی که در زمان تحصیلم در دبیرستان خوارزمی موجب شد تا سر و صدای آن به سازمان آموزش و پرورش ناحیه ۲ ارومیه برسد برگزاری کلاس خبرنگاری برای آموزش خبرنگار خبرگزاری پانا بود که با تعطیلی دو کلاس درس باعث شد تا تمهیدات فراوانی به وجود آید ، البته این موضوع با هماهنگی مدیریت دبیرستان صورت گرفته بود ، اما مدیر دبیرستان مطلع نبود که همه افرادی که می خواهند آموزش ببینند از دو کلاس مستقل است و موجب تعطیلی در این دو کلاس خواهد شد ، لذا ماجرا با پا درمیانی مدیر دبیرستان فیصله یافته و وضعیت به حالت عادی خود برگشت.

  • فعالیت در بسیج دانش آموزی

از سال ۱۳۷۸ در بسیج دانش آموزی عضویت داشته ام و در مقاطع مختلفی نیز با حضور در عرصه های مختلف فعالیت کردم ، پس از انتقال به ارومیه در بسیج دانش آموزی دبیرستان شهید منتظری عضو شدم و در سال دوم تحصیل در سال اول دبیرستان به عنوان شورای دانش آموزی آن پایگاه به فعالیت مشغول شدم.

پس از آنکه به دبیرستان خوارزمی برای تحصیل منتقل شدم با توجه به اینکه در بسیج فعالیت بیشتری داشتم به عنوان جانشین فرمانده بسیج دانش آموزی واحد خوارزمی انتخاب شده و تا دو سال تحصیلم در آنجا با همین مسئولیت مشغول شدم.

  • فعالیت در بسیج مردمی

در سال ۱۳۸۳ به بسیج مردمی در ارومیه پیوستم و در آنجا فعالیت هایی را انجام دادم ، از جمله اینکه با توجه به تجربیات مختلفی که داشتم پس از سه ماه فعالیت در آن پایگاه به صلاحدید فرمانده پایگاه مسئولیت فرهنگی پایگاه را بر عهده ام گذاشتند و در همان زمان کارت عضویت فعال صادر شده و تا سال ۱۳۸۵ در همان پایگاه فعالیت کردم ، اما در همان سال بود که یکی از پایگاهها از بنده درخواست کرد تا برای سرو سامان بخشیدن به وضعیت فرهنگی پایگاه به آن پایگاه منتقل شوم ، ابتدا مخالف بودم ، اما چون مسئول فرهنگی حوزه شهید باکری از من درخواست کرد مجبور شدم تا قبول کنم و به آن پایگاه منتقل شدم.

  • فعالیت های فرهنگی در بسیج محلات

پس از آنکه به پایگاه مذکور در مسجد رسول اکرم (ص) منتقل شدم ، اولین فعالیت خود را در دهه فجر همان سال آغاز کرده و با دعوت از چندی مسئولین شورای اسلامی شهر ارومیه از جمله آقای جلیلی رئیس شورای شهر ارومیه ، جشن بزرگی در دهه فجر همان سال اجرا کردم.

پس از آن با آغاز سال ۱۳۸۶ و فرا رسیدن ایام ارتحال امام خمینی (ره) یکی از بزرگترین کاروانها که در نوع خود بی نظیر بود و سابقه نداشت که از یک پایگاه یک اتوبوس حرکت نماید ، کار فرهنگی فوق العاده ای به وجود آمد.

جهت تحقق اهداف فرهنگی در همان سال دو شماره از نشریه ندای ولایت حوزه شهید باکری ارومیه را به کمک مسئول فرهنگی حوزه آماده و به پایگاه های تابعه ارسال نمودم.

در دیگر کار فرهنگی که در آن زمان حائز اهمیت بود و در کمتر پایگاه بسیج اتفاق افتاده بود ، ماهنامه پیام ولایت را راه اندازی کرده و در اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۶ آنها را در ۲۰۰ عدد تیراژ به پایگاههای تابعه حوزه شهید باکری ارسال نمودم.

کار فرهنگی پر سر و صدای دیگر یک اتوبوس کامل از بسیجیان پایگاه به مناطق جنگی راهیان نور بوده است.

یکی دیگر از کارهای فرهنگی حقیر در آن پایگاه بسیج ایجاد کتابخانه و تجعیز آن بوده است ، با توجه به شناختی که از حجت الاسلام و المسلمین فخری رئیس محترم سازمان تبلیغات اسلامی داشتم هماهنگی هایی به عمل آوردم و ایشان قول مساعد دادند تا تعدادی کتاب به پایگاه ما اهدا کنند و طولی نکشید که ایشان به قول خود عمل کرده و تعدادی کتاب و کتابچه به پایگاه ما دادند ، این کار باعث شد تا به اعضای پایگاه بگوییم که هر کس کتاب اضافه دارد اهدا کند ، این گونه بود که کتابخانه پایگاه بسیج ما نیز برای اولین بار در آن منطقه راه اندازی شد.

  • ورود به حوزه علمیه

در سال ۱۳۸۶ در آزمون ورودی حوزه های علمیه ثبت نام کردم ، اما اقبال ما آن بود که به حوزه علمیه سفیران هدایت آل البیت (ع) بندر لنگه قبول شویم ، شهر و جایی که اصلا به آنجا نرفتم ، از رفتن به حوزه منصرف شدم تا اینکه یکی از دوستان گفت برای گشایش کارت به قم برو حتما مشکل حل خواهد شد ، ابتدا تماس گرفتم و گفتند شما در حوزه سفیران هدایت قبول شده اید و باید به آن حوزه بروید ، به جهت اینکار نیز نزدیکترین جا برای شما تبریز است ، می توانید در تبریز تحصیل کنید آن هم اگر جایی برای شما داشته باشند و ظرفیتشان تکمیل نشده باشد ، باید به تبریز بروید و جویای کار خود باشید.

به اتفاق یکی از اعضای فامیل به تبریز رعتیم و پس از ساعت ها گشت و گذار محل حوزه را پیدا کردیم ، از اقبال ما از یک مغازه سوال کردیم که حوزه اینجا کجاست ، نمی دانم آن شخص با خودش مشکل داشت یا با حوزه در صورتی که روبروی هم بودند ، اما گفت نمی شناسم ، تصمیم گرفتم با حوزه تبریز تماس بگیرم و آدرس را از آنها بگیرم ، اما هر چه تلاش کردم کسی تلفن را برنداشت ، با اطمینان به آنجا رفته بودم زیرا قدم به قدم سوال کرده بودم و مطمئن بودیم که اشتباه نکرده ایم ، از قضای روزگار درب حوزه باز شد و یک روحانی جوان ، خوش سیما بیرون آمد و ما را به داخل راهنمایی کرد.

پس از دیدار با مدیر حوزه گفت ظرفیت ما تکمیل شده و جا نداریم ، اما بعد از اتمام مصاحبه ها تماس بگیرید اگر جا باز شد برای تحصیلتان در اینجا خوشحال می شویم ،  پشیمان از تبریز بازگشته و به اتفاق همان فامیلمان به قم رفتیم و مجبور شدیم یک سال در آنجا تحصیل و پس از آن به حوزه علمیه سفیران هدایت تبریز منتقل شویم و تا پایان تحصیلات سطح ۲ حوزه یعنی سال ۱۳۹۳ در آنجا بمانم.

  • تلبس به لباس مقدس روحانیت

در سال ۱۳۹۰ پس از گذراندن تحصیلات حوزوی توسط آیت ا… محسن مجتهد شبستری یک روز مانده به عید سعید غدیر خم به کسوت روحانیت در آمده و رسما شروع جدیدی در زندگی را آغاز کردم.

  • همکاری با هفته نامه مکیال

به پیشنهاد یکی از دوستان و شناختی که از جناب آقای حجت الاسلام دکتر میکائیل صفایی استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مسئول هفته نامه مکیال داشتم ، در فروردین ماه ۱۳۸۹ برای همکاری به عنوان مسئول مدیر اجرایی هفته نامه مکیال و همچنین خبرنگار وارد همکاری شدم و در ۳ خرداد ماه همان سال همزمان با روز آزاد سازی خرمشهر اولین دفتر نمایندگی نشریه به مدیریت حقیر در شهرستان مراغه افتتاح شد ، حقیر تا سال ۱۳۹۱ با این نشریه همکاری داشتم.

  • همکاری با نشریه بین المللی ارسباران

همچنین در آبان ماه سال ۱۳۸۹ با نشریه بین المللی ارسباران به عنوان همکار نشریات همکاری کرده و در آذر ماه همان سال نمایندگی نشریه بین المللی ارسباران را در مراغه افتتاح کردم ، اما فعالیتم در این نشریه بسیار به طول نیانجامید و در آغاز سال ۱۳۹۰ از همکاری با این نشریه خداحافظی کردم.

  • حضور در چهارمین نمایشگاه مطبوعات شمالغرب کشور

در ۲۳ تیر ماه سال ۱۳۸۹ در نمایشگاه مطبوعات شمالغرب کشور با عنوان مسئول غرفه هفته نامه مکیال و همچنین مدیر اجرایی همان نشریه شرکت کردم.

  • انتشار نشریه داخلی حوزه علمیه سفیران هدایت تبریز

در سال ۱۳۹۱ به عنوان نمونه در سه ماه نشریه داخلی سفیران هدایت تبریز را با مسئولیت مدیر اجرایی و با همکاری معاونت تبلیغ و تهذیب همان حوزه در شمارگان ۳۰۰ منتشر کردم و پس از آن از قبول مسئولیت آن به خاطر تلبس به لباس روحانیت و مشغله کاری امتناع کردم.

  • همکاری با بسیج طلاب

در همان سالی که به حوزه علمیه سفیران هدایت تبری وارد شدم در بسیج طلاب ثبت نام کردم و چون دارای سابقه در بسیج محلات و مدارس بودم با دریافت معرفی نامه از ابتدا به عنوان بسیجی فعال در آنجا مشغول شدم ، در سال های بعد یعنی سال ۱۳۸۸ به عنوان مسئول فرهنگی پایگاه معرفی شدم.

  • انتشار نشریه ولائیون

در ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ پیشنهاد انتشار نشریه ای را به مسئولین پایگاه دادم ، اما آنها به علت اینکه پایان سال است و اگر ما می خواستیم نشریه ای را برای اردوهای راهیان نور آماده کنیم باید از ماهها قبل به این فکر بودیم ، اما حقیر قبول نکردم و گفتم اگر چاپخانه ها برای انتشار قول مساعد دهند می شود ، با همکاری بیش از ۱۰ نفر از اعضای حوزه و پایگاه از ۲۴ اسفند تا ۲۸ همان ماه نشریه ولائیون را در ۱۰۰۰ شمارگان آماده و در راهیان نور دانشجویی آغاز سال ۱۳۸۹ پخش کردیم.

  • روحانی کاروان های راهیان نور

از سال ۱۳۹۰ که به کسوت روحانیت در آمدم بارها به عنوان روحانی کاروان راهیان نور از تبریز اعزام شدم ، در یکی از اعزام ها که در مرغه اتفاق افتاد به پیشنهاد نماینده ولی فقیه در سپاه مراغه بود که در عرض چند دقیقه ایشان پیشنهاد دادند و حقیر نیز قبول کردم.

  • روحانی مبلغ مدارس تبریز

در همان سال که به کسوت روحانیت در آمدم در مدارس ابتدایی و راهنمایی تبریز به مدت ۲ سال به عنوان مروج و مبلغ دین مبین اسلام مشغول به فعالیت بودم.

  • همکاری با ستاد دکتر محسن رضایی

در ۸ اسفند ۱۳۹۱ طی دیداری که با دکتر محسن رضایی در دانشگاه پیام نور تبریز داشتم ، به ستاد ایشان پیوستم و پس از آن از ۲۳ اسفند ماه همان سال تا انتخابات ریاست جمهوری بارها در سفرهای مختلف همراه ایشان بودم.

  • تبلیغ دین در روستای آهق بخش مرکزی مراغه

پس از مدتها تصمیم دیگری گرفتم و آن این بود که با توجه به خلاهایی که در طول دوران روحانی کاروانهای راهیان نور دیده بودم تصمیم گرفتم تا به عنوان روحانی در یکی از مناطق محروم به تبلیغ دین مبین اسلام بپردازم تا اینکه با مراجعه به سازمان تبلیغات اسلامی استان آذربایجان شرقی ، و صحبت هایی که با مسئولین امر در آن سازمان داشتم و با توجه به اعتقادم که محل تبلیغ تفاوتی برایم ندارد در هر کجای کشور نیاز باشد حاضر به تبلیغ هستم ، حقیر را به رئیس سازمان تبلیغات اسلامی مراغه معرفی کردند ، پس از دیدار با ایشان ، روستای آهق را در نزدیکی شهر مراغه معرفی کردند و حقیر از ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۴ به عنوان مبلغ و مروج دین وارد این روستا شده و از ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۴ به صورت دائمی در اینجا مشغول تبلیغ هستم.

بروز رسانی : ۳۰ مهر ۱۳۹۴