امروز: ۰۱ مرداد ۱۳۹۸

پیام سایت »»
  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • اللهم عجل لولیک الفرج

  • سال 1398 " سال رونق تولید" گرامیباد

صفحه آزمون آنلاین سایت راه اندازی شد.                                                                                                                                 ورود به صفحه آزمون
بدون اینکه دعای سفره قرائت شود سفره را ترک کردند

بدون اینکه دعای سفره قرائت شود سفره را ترک کردند

خاطره ای از حضور دکتر بولود سلیمانی در مجلس ترحیم

امروز که دیگر نتیجه مرحله اول انتخابات مجلس شورای اسلامی مشخص شده است ، خاطره ای را بیان می کنم که مخاطب عزیز به این فکر نباشد که خدای ناکرده قصد تخریب شخصی را داشته باشم ، روز پنجشنبه ۶ اسفند ماه که زمان قانونی تبلیغات انتخاباتی به پایان رسیده بود در مسجد جامع روستای آهق مجلس ترحیمی منعقد بود در اوایل ورود حقیر به مسجد یکی از معتمدین روستا به کنار بنده آمد و فرمود که عرضی دارم و عرض آن بزرگوار این بود که یکی از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی در جلسه حضور خواهند یافت در صورت امکان نام ایشان را حضرتعالی بیان فرمایید و فرصتی در اختیار ایشان قرار دهید تا چند کلمه ای با مردم صحبت نمایند ، بنده نیز به رغم اینکه از زمان آغاز تبلیغات و حتی قبل از آن نیز کاندیداهای مختلف آمده بودند و در جلسات و مراسمات مختلف شرکت کرده بودند نامی از هیچ کدام از آنها نبرده بودم ، عرض کردم که بنده بنا ندارم شخصی را تبلیغ یا اسمش را از تریبون مسجد که فقط محل تبلیغ خداوند متعال است بیان کنم اما در صورت وجود فرصت کافی می توانند پس از پایان سخنرانی صحبتی با مردم بکنند و از نظر بنده مشکلی نیست البته از صاحب عزا نیز سوال کنید اگر از نظرشان مشکلی نباشد ایرادی به صحبت نیست ، ایشان دوباره عرض کردند حتما نامشان را ببرید ، پس از اقامه نماز ظهر فردی آمد و در کنار ما نشست و گفتند که این فرد از حامیان دکتر بولود سلیمانی هست و می خواهد مداحی کند ، میکروفون را گرفت و چند لحظه ای را مداحی نمود ، زمان منبر شد و ببنده سخنرانی خود را آغاز کردم در اواسط منبر حدود دوازده سیزده نفر به همراه دکتر بولود سلیمانی وارد مسجد شدند ، زمان تقریبی منبر بنده در مجالس ترحیم حود بیست و پنج دقیقه طول می کشد ، در هنگام سخنرانی متوجه شدم افرادی که در کنار این کاندیدا هستند بی تابی می کنند و تلاش دارند تا سخنرانی بنده زود به پایان برسد ، بالاخره سخنرانی به اتمام رسید و حقیر از منبر به پایین می آدم که متوجه شدم یکی از همراهانش که بنده شناخت جرئی از ایشان داشتم به سرعت به طرف من می آمد رسید و به بنده گفت مگر نمی بینی که کاندیدا آمده و می خواهد سخنرانی کند منبر را کمی کوتاه تر می کردی ، عرض کردم که مسجد جای تبلیغ خداوند است و حرف خدا از حرف کاندیدا مهم تر و ارجح تر می باشد ، خود کاندیدا صحبت نکرد ولی یکی از همراهانش چند دقیقه ای را حرف زدند و مردم بی تابی می کردند ، پس از پایان صحبت ایشان به اصرار صاحبان عزا کاندیدا و همراهانش را برای نهار نگه داشتند ، نشستند اما حدود دو سه دقیقه ای زودتر از دعای سفره رفتند همه ناراحت شدند و گفتند چرا ننشستند ، در هنگام دعای سفره گفتم که نباید می رفتند و باید احترام سفره را نگه می داشتند هر چند که کار واجب داشتند مثل اینکه از قلب مردم صحبت کردم همه آمدند و از سخن بنده تشکر کردند الا آن معتمدی که در اول مجلس تاکید به بیان نام ایشان را داشتند.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت